تبليغاتX
neveshtehaye del - دارم از تو می نویسم ........

  

من تموم قصه هام قصه توست
اگه غمگينه اون ازغصه توست
يه دفعه مثل يه آهو توی صحراها رميدی
بس که چشم تو قشنگ بود گله گرگ رو نديدی
دل نبود توی دلم تورو گرگا نبينن
اونا با دندون تيز به کمينت نشينن
الهی من فدای تو چه کار کنم برای تو
اگه تو اين بيابونا خاری بره به پای تو
يه دفعه مثل پرنده قفس عشقو شکستی
پر زدی تو آسمونا رفتی اون دورا نشستی
دل نبود توی دلم گم نشی تو کوچه باغا
غروبا که تاريکه نريزن سرت کلاغا
نخوره سنگی به بالت
پرت نشه فکرو خيالت
من تموم قصه هام قصه توست
اگه غمگينه اون از غصه توست

يه دفعه مثل يه گل رفتی تو دست خزون
سيل بارون و تگرگ ميومد از آسمون
بردمت تو گلخونه که نريزه رو سرت
که يه وقت خيس نشه يخ کنه بال و پرت
نشکنی زير تگرگ نريزه از توی برگ
من تموم قصه هام قصه توست
يه دفه مثل يه شمع داشتی خاموش مي شدی
اگه پروانه نبود تو فراموش می شدی
آره پروانه شدم که پرام سوخته شه
تا آتيش دل تو به دلم دوخته شه
که بسوزه پرو بالم که راحت شه خيالم
دارم از تو مينویسم تو که غم داره نگات
اگه دوست داشتی بگو تا بازم بگم برات

اونقده ميگم تا خسته شم
با عشق تو شکسته شم


 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/03/09ساعت 4:56  توسط del-koochik |