![]() |
![]() |
|
|
اگر دروغ رنگ داشت هر روز، شايد ده ها رنگين کمان در دهان ما نطفه ميبست و بيرنگی کمياب ترين چيزها بود.
اگر ديوار نبود نزديک تر بوديم، همه وسعت دنيا يک خانه ميشد و تمام محتوای يک سفره سهم همه بود و هيچکس در پشت هيچ ناکجايی پنهان نميشد.
اگر مرگ نبود, همه کافر بودند و زندگی بی ارزشترين کالا بود. ترس نبود، زيبايی نبود. و خوبی هم شايد.
اگر عشق نبود, اگر کينه نبود, قلبها تمام حجم خود را در اختيار عشق می گذاشتند. من با دستانی که زخم خورده توست, گيسوان بلند تو را نوازش می کردم و تو سنگی را که من به شيشه ات زده بودم, به يادگار نگه ميداشتی. و ما پيمانه هايمان را در تمام شبهای مهتابی به سلامتی دشمنانمان می نوشيديم.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1387/02/09ساعت 4:49 توسط del-koochik |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سلام
به وبلاگ del-koochik خوش آمدید. متنهایی رو که به نظرم قشنگ اومدن, گذاشتم تو وبلاگم. امیدوارم شما هم دوست داشته باشید. خوشحال می شم تظران شما رو هم بدونم. del-koochik |
| نوشته های پیشین |
|
88/04/01 - 88/04/31 87/03/01 - 87/03/31 87/02/01 - 87/02/31 87/01/01 - 87/01/31 86/12/01 - 86/12/29 86/11/01 - 86/11/30 86/09/01 - 86/09/30 86/08/01 - 86/08/30 86/07/01 - 86/07/30 |
| پیوندها |
|
دختر بدشانس مهناز کلبه ی با معرفتا آخرین باز مانده داستان های کوتاه من سحر نزدیک است شیطونک شکوه پسرک تنها پسر مجازی افکار پریشان لبخند عشق حرف هاي عاشقانه سبوی عشق تنهائی و دلتگی جیغ دل نوشت |
|
RSS
|