تبليغاتX
neveshtehaye del
 
+ نوشته شده در  جمعه 1386/11/26ساعت 22:31  توسط del-koochik | 

 

قصه تو,قصه من, قصه تگرگ و شبنم
قصه برف و شراره
, قصه دشنه ومرحم
قصه من
, قصه تو, قصه تلخ دوباره
قصه پلنگ عاشق
, قصه صيد ستاره

خسته و دلگيرم از من درو باز کن به ستاره
يه نفس نوازشم کن بذار از شب گل بباره
چيزی تا گريه نمونده پر بغضه همه حرفام
منو با يه بوسه بشکن که سکوته همه دنيا

منو بشناسون دوباره به من و آينه و ديدار
منو تازه کن به بوسه منو دست گريه نسپار
يه ترانه از تو دور و يه ترانه به تو نزديک
پيش تو گم ميشم از تو ای غزلواره تاريک

 

 

  

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/11/22ساعت 4:26  توسط del-koochik | 

 

عـشـق مـن, جـز غم دلواپسي نـيسـت
آخه قلـبـم مثل قـلـب کـســي نـيسـت

تو به تصويري
, چه کودکانـه دل باختـه اي
منو اونجوري که در بـاور خـود ساخته اي

تو به نقشي که چه دوره از من
عکـس ماهـه تـوي آب روشــن

تـوي رويــايـي
, مـثـل بــيــداري
تو مي خواي که ماه رو از برکه بياي برداري

من نه عمري پشت شيشه چون عروسک بودم
نـه کـه خـفـتـه بـيـن پــنـبـه هـا و پــولـــک بودم

من اگـر سـردار عـشــقـم يا کـه پـاک باخـتـه ام
ســرنوشــتم رو با دســتـهاي خــودم سـاخته ام

قـصـه ها گـذشـتـه بـر مـن تــا بـدونـم کـيسـتم
سر گذشتم هر چه بوده من پشيمـون نيـسـتم

يه زمان عاشــق و گـاهـي تـوي آغـوش هـوس
هـــر چـــه بــوده انــتــخــاب مـن بــوده و بــس


گاهي سرشار از حقيقت گاهي مغلوب گناه
هر چه هستم تو فقط من رو براي من بخواه

مــن اگـر مـريـم پـاکـم يـا کـه يـک گـيـاه هرز
عشق من بيا به باور هـاي مـن عـشـق بورز

من پر از احساسم
تو پر از احساسـي
مگه مي شه قلب منو نشناسي

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 1386/11/20ساعت 11:37  توسط del-koochik | 
 
+ نوشته شده در  جمعه 1386/11/19ساعت 23:21  توسط del-koochik | 

 

بيا که تا نفسی هست يار هم باشيم

به غنچه های محبت بهار هم باشيم

 

خزان پيری ما می رسد ز راه ای دوست

بيا به موسم دی برگ و بار هم باشيم

 

چرا ز هم بگريزيم عطر مهر کجاست؟

چه جانفزاست اگر در جوار هم باشيم

 

خيال جمع پریشان مخواه و فتنه مکن

بيا که هم قدمِ روزگارِ هم باشيم

 

به روزهای سيه شمع جان بيفروزيم

چراغ روشن شب های تار هم باشيم

 

بيا به سازِ وفا بانگ عشق سر بدهيم

به نار مهر و صفا سازگار هم باشيم

 

چو دسته دسته کبوتر به بالِ هم بر پريم

چو خوشه خوشه ستاره کنار هم باشيم

 

به شادمانیِ هم بانگ شوق برداريم

چو لاله لحظه ء غم داغدار هم باشيم

 

شهاب وار ز منظومه ها جدا نشويم

چو اختران فلک در مدار هم باشيم

 

به يک قرار نماند جهان  دريغ مخور

بدين قرار بيا بيقرار هم  باشيم

 

چرا به جور بکوشيم و دل بيازاريم

که وقت ديدن هم شرمسار هم باشيم

 

سمند عمر شتابنده است و فرصت تنگ

بيا که تا نفسی هست يار هم باشيم

 

+ نوشته شده در  جمعه 1386/11/19ساعت 7:39  توسط del-koochik | 
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/11/18ساعت 7:28  توسط del-koochik | 

 

زندگی شاید لبخند زیبای کودکیم باشد....

 

شادی های وجودی بچگی هایم...

دوست داشتن های خالصانه و بی ریای یک خردسال...

 

دستان گرم و تقوای پدر...

 

عشق و ایمان زیبای مادر...

 

زندگی این بود...

 

این هست...

 

و همین خواهد بود

                          

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/11/15ساعت 20:36  توسط del-koochik | 

 

آرزوهاتو رو یه کاغذ بنویس و یکی یکی از خدا بخواه.

خدا یادش نمی ره ولی تو ممکنه یادت بره چیزی که امروز داری همون آرزوی دیروزته

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 1386/11/12ساعت 23:34  توسط del-koochik | 

 

There are 4 things that you cannot recover

چهار چیز هست که غیر قابل جبران و برگشت ناپذیر هست


The stone... ...after the throw

سنگ بعد از این که پرتاب شد


The word... palavra... ...after it's said

دشنام .. بعد از این که گفته شد..


The occasion.... after the loss

موقعیت .... بعد از این که از دست رفت


and...The time.....after it's gone

و زمان... بعد از این که گذشت و سپری شد

 

+ نوشته شده در  جمعه 1386/11/12ساعت 23:27  توسط del-koochik | 

in yeki az ahang haye shahryare

man ham ahangesho dust dashtam, ham matne sheresh ro 

 

با تو ام ای که نگاهت من رو با عشق آشنا کرد

تو دلم حرم نفسهات٬ فصل سرما رو فنا کرد

 

تویی اون که تو وجودت نیمی از خودم رو دیدم

با حضور عاشقونت به خود خودم رسیدم

 

با تو شادم٬ با تو مستم٬ دستت رو بزار تو دستم

بی تو جون میدم به ظلمت٬ با تو عشق رو می پرستم

 

گم شدم تو شب چشمات٬ تو شدی فانوس راهم

تو شدی ماه و ستاره٬ تو شب سرد و سیاهم

 

با حضورت می شه حس کرد٬ یه نفس بوی بهار رو

می شه از لبهای تو چید٬ عطر باغ قصه ها رو

 

من مسافری غریبم٬ توی جاده ی نگاهت

که چشام مثل قدم هات٬ تا ابد مونده به راهت

 

باورم کن که فقط تو٬ تویی معنای وجودم

تو بیا تا غم دوریت٬ نره توی تار و پودم

 

  

+ نوشته شده در  جمعه 1386/11/05ساعت 8:6  توسط del-koochik | 
 
+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/11/02ساعت 5:45  توسط del-koochik | 
+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/11/02ساعت 5:25  توسط del-koochik |